ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences
صفحه اصلی » مقالات » چرا سيّد ضياءالدّين طباطبايي از فلسطين به ايران بازگشت؟ (۲)

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

138

غزه در آتش و خون

 

 

رقص چوبها به مناسبت کودتای 28 مرداد

 

 

پیشینه فرش

 

 

زندگی و اقدامات لارنس آلمانی در ایران
مطیع ترین وزیر امور خارجه ایران
سهم  ساواک در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
محمد باقرخان تنگستانی

اخبارNEWS

فروشگاه مجازي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران افتتاح شد  |+| بزودی آغاز به کار وب سايت جديد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Google

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

چرا سيّد ضياءالدّين طباطبايي از فلسطين به ايران بازگشت؟ (۲) 

در اوايل سال 1943 (1322 ش) و قبل از شروع انتخابات دوره چهاردهم مجلس شوراي ملّي اين مسئله براي انگليسي‌ها روشن شده بود که شانس بسيار کمي براي فرستادن برگزيدگان خود به مجلس دارند و بيشتر نمايندگان مجلس از طرفداران و هواخواهان شوروي يا آلمان و به خصوص طرفداران سياست گرايش به آمريکا خواهند بود و تنها تعداد بسيار قليلي آنگلوفيل به مجلس راه خواهند يافت بنابراين چنين به نظر مي‌رسد که بازگردانيدن «ضياء» به ايران براي انگليسي‌ها نافع و ضروري است تا به وسيله اين دوست قديمي بتوانند به ايجاد يک جناح سياسي مقتدر طرفدار انگليس در ايران مبادرت نمايند دراين مرحله بود که انگليسي‌ها تصميم قطعي و نهايي خود را براي بازگردانيدن «سيّد ضياء» به ايران حتي اگر نتواند کرسي صدارت عظمي را تصاحب نمايد اتخاذ نمودند با اين حال «بولارد» در خاطرات خود مي‌نويسد:

 

موقعي که شنيدم «سيّد ضيا» قصد بازگشت به ايران دارد تا بار ديگر به امور سياسي مشغول شود با خود انديشيدم که بازگشت او در چنين موقعي اصلا به صلاح نيست زيرا شک نداشتم او به دليل آنکه از يک کشور تحت قيمومت انگليس مي‌آيد مسلمآ هر برنامه سياسي که که در پيش بگيرد همگان، ما را به عنوان پشتوانه اقداماتش قلمداد خواهند کرد... به اين ترتيب معلوم است که بازگشت «سيّد ضياء» به ايران نمي‌توانست هيچ ارتباطي با ما داشته باشد. 12

 

مقامات انگليسي به اين مسئله آگاهي داشتند که براي بازگشت «سيّد ضياء» بايد از طرف شاه از او دعوتي به عمل آيد و چون شاه نظر خوبي نسبت به «سيّد ضياء» نداشت و با آمدن وي به ايران هم مخالف بود انگليسي‌ها چنان مصلحت ديدند که دعوت از «سيّد ضياء» از طرف شخصي از دولتمردان و رجال ايراني به عمل آيد تا بدينوسيله «سيّد ضياء» مستمسکي براي بازگشت داشته باشد و انگليسي‌ها هم همچنان در پشت پرده مانده و نقش خود را ظاهر نسازند در تهران شايعاتي مبني بر بازگشت «ضياء» توسط مأموران انگليسي سفارت پراکنده گرديد تا از عکس‌العمل مردم زمينه‌اي به دست آيد وقتي انگليسي‌ها جو را مساعد يافتند اجراي نقش را به عهده حزب وطن گذاردند به دعوت حزب وطن در 14 ژوئيه 1943 گردهمايي کوچکي فراهم آمد که در آن نمايندگان بعضي احزاب ديگر نيز شرکت کردند در پايان اين گردهمايي قطعنامه‌اي صادر و طي آن از «سيّد ضياءالدّين طباطبايي» خواسته شد تا به ايران بازگشته و حکومت را در دست گيرد. 13

 

انگليسي‌ها با کمک دوستان خود در ايران زمينه بازگشت «سيّد ضياء» را به طريقي فراهم آوردند که براي شاه و سفير شوروي نيز اين شبهه پيش آمده بود که دولت انگليس در اين مورد نقشي نداشته و «ضياءالدّين طباطبايي» به دعوت مردم و احزاب به ايران باز خواهد گشت وزيرمختار آمريکا نيز در جريان امر قرار نداشت ولي به درستي به نقش انگليسي‌ها پي برده بود. در اوت 1943 وزيرمختار طيّ گزارشي به وزارت خارجه آمريکا نوشت که دلايل بسياري او را متقاعد ساخته است که انگليسي‌ها «ضياء» را تحريک به بازگشت به ايران نموده‌اند 14 در اکتبر 1943 (مهرماه 1322) «سيّد ضياءالدّين طباطبايي» پس از 22 سال که در خارج از ايران به سر برده بود به ايران بازگشت يکي از کساني که از طرف دولت انگليس مأمور شد تا به فلسطين برود و در امر بازگشت «سيّد ضياءالدّين» به امپرياليسم انگلستان کمک نمايد «مظفر فيروز» 15 بود لذا با هم به ايران بازگشتند و مقدّمات تشکيل حزب اراده ملّي را فراهم ساختند و روزنامه رعد امروز را به عنوان ارگان رسمي حزب منتشر نمودند. «سيّد ضياءالدّين» با ترفند تازه‌اي مجدّدآ وارد عرصه سياسي ايران شد.

 

در دوره چهاردهم مجلس شوراي ملّي از يزد کانديداي نمايندگي شد و علي‌رغم مخالفت اقليت مخالف به عضويت مجلس چهاردهم شوراي ملي درآمد. «ضياءالملک فرمند» 16 با افشاي اسرار کودتاي 1299 و دکتر مصدّق طي نطق مستند و مستدلّ و تاريخي خود پرده از روي خيانت‌هاي «سيّد ضياءالدّين» برداشت و او را رسواي خاص و عام ساخت و به هنگام طرح اعتبارنامه‌اش در مجلس به شدّت از تصويب آن جلوگيري نمود ولي نمايندگان اعتبارنامه او را تصويب نمودند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1.  سِر ه  ـ مك ميكائيل كميسر عالي انگلستان در فلسطين. تلگراف خيلي سري شماره 1228 مورّخ 8 سپتامبر 27213/1941، 27213/1371FO34/3326/5503E به نقل از كتاب ايران و قدرت‌هاي بزرگ در جنگ جهاني دوّم.  نوشته دكتر ايرج ذوقي. شركت انتشاراتي پاژنگ، تهران: چاپ اوّل، صفحات 93- 92 .

2. متن اين نامه در اسناد وزارت امور خارجه انگلستان به دست نيامده ولي اشاراتي كه به اين نامه بولارد در اسناد ديگر شده بود، نشان مي‌دهد كه شماره اين نامه 375/48/42 مورّخ 14 آوريل 1942 بوده است به نقل از همان مأخذ، صفحه 93 .

3. آدريان هولمن به هاپكينسون نامه بدون شماره مورّخ 30 ژوئن1942 921/14 F.Oبه نقل از همان مأخذ صفحه 93 .

4. وزير مقيم قاهره به بولارد تلگراف شماره 276، رونوشت به شماره 1186 به وزارت امور خارجه، مورّخ 31 ژوئيه 1942، 4/921 F.O به نقل از همان مأخذ، ص 94 .

5. بولارد به وزير مقيم قاهره، تلگراف شماره 301، رونوشت به شماره 1049 به وزارت امور خارجه مورّخ 20 اوت 1942، 4/921 F.O به نقل از همان مأخذ ص 94 .

6. بولارد به ايران، تلگراف شماره 1138، مورّخ 7 سپتامبر 1942، 4/921 F.O به نقل از همان مأخذ ص 94 .

7. ايدن به بولارد، تلگراف شماره 1253، مورّخ 11 سپتامبر 1942، 4/921 F.O به نقل از همان مأخذ ص 94 .

8. بولارد به وزير مقيم قاهره، تلگراف شماره  202 (Saving) مورّخ 14 سپتامبر  1942، 4/921 F.O به نقل از همان مأخذ ص 94 .

9. گزارش تهيه شده توسط ترات درباره سيّد ضياء  4/921 F.O به نقل از همان مأخذ صفحه 95 .

10. بولارد به ايدن، گزارش شماره (42/12/989)333، مورّخ 6 اكتبر 1942، 4/921 F.O.

11. Lencowski, George. Russia and The Westiniran, P.242                                      

به نقل از همان مأخذ صفحة 95 .

12. شترها بايد بروند. نوشته سر ريدر بولارد و سر كلارمونت اسكراين. ترجمه حسين ابوترابيان، تهران: انتشارات نشر نو، چاپ دوّم  1363، صفحات 109-110.

13. بولارد به ايدن، گزارش شماره 48/68/445/G  مورّخ 18 ژوئن 1943، به نقل از كتاب ايران و قدرتهاي بزرگ در جنگ 35072/371 F.O.43/38/3793E جهاني دوّم نوشته دكتر ايرج ذوقي، تهران: انتشارات پاژنگ، چاپ اوّل 1367، صفحه 96 .

14. به نقل از همان مأخذ 329 VOL.IV.P، 1948 R.U.S 132 .

15. مظفر فيروز فرزند نصرت‌الدّوله فيروز و نوه شاهزاده عبدالحسين ميرزا فرمانفرما بود تحصيلات عالي خود را در رشته حقوق در انگلستان به اتمام رساند و به ايران بازگشت و در وزارت خارجه به خدمت اشتغال يافت پس از مدتي راهي آمريكا شد و در سفارت ايران در واشنگتن مشغول خدمت گرديد امّا پس از چندي به علّت كارهاي خلافي كه از او سر زد دولت آمريكا او را عنصر نامطلوب شناخت و وي را از آن كشور اخراج كرد. مظفر فيروز پس از شهريور1320 به طور فعّال وارد عرصه سياسي ايران شد به فلسطين سفر نمود و با سيّد ضياءالدّين طباطبايي كه در آنجا با امپرياليسم انگلستان همكاري مي‌نمود وارد مذاكره شد با او مصاحبه‌اي انجام داد و از وي خواست كه به ايران مراجعت نمايد و دوباره قدرت را به دست گيرد سيّدضياءالدّين به ايران آمد و با كمك فكري مظفرّ فيروز حزب اراده ملّي را تأسيس كرد و بسياري از عناصر فاسد و خودفروخته و رسوا را در اين حزب با خود همداستان نمود و روزنامه ارگان حزب را به نام رعد امروز توسط مظفرّ فيروز انتشار داد ديري نپاييد كه مظفر فيروز در جريان ماجراي نفت به بهانه ملاقات سيّدضياءالدّين طباطبايي با شاه و حضور در ضيافت نهار او از سيّد جدا شد و با گرايش به حزب توده و سفارت شوروي با عمه‌اش مريم فيروز و همسر او نورالدّين كيانوري همراه گرديد سپس با قوام‌السلطنه كنار آمد و مغز متفكّر و معاون سياسي و معاون كلّ حزب دموكرات و وزير كار كابينه سوم او شد.  مظفر فيروز در كار سياست بازيگري ورزيده و مكّار بود به‌طوري كه هم در سياست داخلي و هم درسياست خارجي با نيرنگ‌هاي سياسي توانسته بود نقش‌هاي ماهرانه‌اي ايفا نمايد آخرين سمت او سفير ايران در شوروي بود پس از بركناري ديگر به ايران بازنگشت و به پاريس رفت و تا پايان عمر در آنجا سكونت نمود بعضي از صاحبنظران سياسي او را عامل اينتليجنس سرويس انگلستان دانسته ولي نورالدّين كيانوري در خاطرات خود وي را چنين معرفي مي‌نمايد: «من البته مظفرّ فيروز را خيلي خوب مي‌شناسم و در دوران مهاجرت با او تماس‌هاي زيادي داشته‌ام مظفر با شاه كينه و پدركشتگي واقعي و عجيبي داشت و به هيچ وجه عامل انگليسي‌ها نبود مظفرّ فيروز قبلا در سياست كاره‌اي نبود نه وكيل مجلس بود نه وزير و اصولا سابقه كار سياسي نداشت او چه سابقه فعاليّت سياسي داشت؟ پس از اين كه نصرت‌الدّوله را كشتند هيچ يك از اعضاي خانواده او فعاليّت سياسي نمي‌كردند به جز در سال‌هاي 1320 كه تعدادي از آنها وارد سياست شدند و به خاطر همان پدركشتگي و برادركشتگي و كينه به شاه و انگليسي‌ها به جناح چپ تمايل پيدا كردند يكي از پسران فرمانفرما، محمّدولي ميرزا بود كه به شوروي تمايل پيدا كرد و در كابينه قوام جزء وزرايي بود كه با توده‌اي‌ها اخراج شد.  يكي ديگرسرلشگر محمّدحسين فيروز بود كه عين همان تمايلات را به چپ داشت و با ما خيلي نزديك بود و در كابينه قوام وزير راه شد و يكي هم مظفرّ فيروز بود.  هر سه نفر فوق به همراه وزيران توده‌اي و حزب ايران از دولت قوام كنار گذاشته شدند.  مظفر جواني بود كه پدركشتگي عجيبي با شاه داشت و لذا با هر جرياني كه خيال مي‌كرد اين سلطنت را نفله خواهد كرد مي‌رفت و چندان هم به كنه جريانات سياسي وارد نبود مظفرّ چون مخالف رژيم پهلوي بود زير بغل سيّد ضياء را گرفت مظفر با هر كسي كه در برابر دربار قدرتي بود مي‌رفت قوام كه انگليسي نبود، او يك آمريكايي مطلق بود او كسي است كه ميلسپو را به ايران آورد و به تمام معني آمريكايي بود اصولا قوام را آمريكايي‌ها آوردند و انگليسي‌ها كوبيدند و بردند قوام از همان دوران رضاخان با آمريكايي‌ها رابطه داشتپس از شهريور 20 زماني كه قوام مطرح شد سيّد ضياء شوت شده و رفته بود در انگليسي بودن سيّد ضياء كه ترديدي نيست تنها وجه مشترك سيّد ضياء و قوام اين بود كه هر دو ضد شاه بودند بنابراين مظفر دبيركل حزب دموكرات قوام شد و به قوام ياد داد كه چگونه حزب درست كند هدف مظفر اين بود كه شايد از طريق قوام كلك شاه را بكند البته او نمي‌دانست كه در اين ماجرا نيروهاي خيلي بزرگتر از او در كار است. »خاطرات نورالدّين كيانوري صفحات (140-143)

16. حسن‌علي‌ خان فرمند (ضياءالملك) سوّم فرزند حسين عليخان امير تومان (ضياءالملك) دوّم استتحصيلات خويش را در رشته كشاورزي در سوئيس انجام داد و سپس به ايران بازگشت فرمند خيلي زود وارد جريان‌هاي سياسي شد و ظاهرآ در هنگام تحصيل در سوئيس وارد سازمان فراماسونري جهاني شد وي يكي از دوستان نزديك و از محارم حسن پيرنيا (مشيرالدّوله) بود فرمند از كساني بود كه از اسرار كودتاي 1299 اطلاعات دست اوّل داشت او در دوره‌هاي پنجم و ششم مجلس شوراي ملّي يكي از دو نماينده همدان بود در دوره ششم مجلس شوراي ملّي يكي از نمايندگاني بود كه به جمهوري قلاّبي رضاخان اظهار تمايل كرد. فرمند يكي از پنج نماينده همدان در مجلس مؤسسان بود كه رضاخان را به سلطنت رساند در دوره ششم مجلس شوراي ملّي زندهياد مدرّس با اعتبارنامه او مخالفت كرد و چون شكايت فراواني درزمينه دخالت نظاميان در امر انتخابات همدان از سوي مردم همدان واصل شده بود ملك‌الشعراي بهار پيشنهاد كرد كه كميسيون رسيدگي تشكيل شود ولي اين پيشنهاد رد شد و نمايندگي فرمند به تصويب رسيد. فرمند در دوران حكومت رضاشاه و محمّدرضاشاه چند بار وزير كشاورزي شد و پس از شهريور 1320 به نمايندگي دوره چهاردهم مجلس انتخاب شد در اين دوره بود كه هنگام طرح اعتبارنامه سيّدضياءالدّين طباطبايي اسرار پشت پرده كودتاي 1299 را افشا كرد و در كنار دكتر مصدّق قرار گرفت به همين دليل در نخستين كابينه دكتر مصدّق به وزارت كشاورزي انتخاب شد وي سال‌ها بعد در سوييس درگذشت.  

 

صفحه 1 




نام:                
*رايانامه( Email):
موضوع :
*نظر شما:


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) - Info@iichs.net

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر